ترانه های اجتماعی:
پس از اتمام جنگ بار دیگر اما این بار به صورت جدی تر به موضوعات اجتماعی پرداختند . هیپی های سر خورده از اجتماع که با مشکلات روانی بسیار وارد جامعه شده بودند و ضایعات جنگ و مشکلاتی که جوانا ن با مسائلی چون خانه و خانواده و مدرسه و.... داشتند باعث بوجود امدن جنبش پانک شد . پانک ها عقاید آزادی خواهانه خویش را از طریق هنرهایی چون نقاشی . موسیقی . داستان کوتاه بیان می کردند .آن ها برضد نژاد پرستی ، پول پرستی و هنجار های اجتماعی می خواندند.
همین حالا
من یک ضد مسیح هستم
من یک ضد سیستمم
نمی دونم چی میخوام
میدونم چه جوری به دستش بیارم
میخوام که به هر رهگذری صدمه بزنم
چون من میخوام یه ضد حکومت باشم نه یه تن لش
گرچه در اوایل هفتاد پتی اسمیت مادر خوانده سبک پانک زمینه بوجود آمدن این سبک را فرهم کرد اما در دهه 70 این سکس پیستولز بود که پرچمدار سبک پانک در انگلستان به شمار می آمد . شعار آن ها مشهور نبودن و مشهور نشدن بود . هرج و مرج در انگلستان آرمان های پانک ها را به رخ دولتمردان انگلیسی و مخصوصا ملکه کشید. با انتشار این آهنگ فروشگاه ها آثار این گروه را نفروختند و ایستگاه های رادیویی، پخش آهنگ های این گروه را تحریم کردند . حالا دیگر سکس پیستولز منفورترین گروه بودو این برای یک گروه پانک ارزش به حساب می آمد . آن ها چنان با اهنگ های سریع و خشن و کلمات بعضا رکیک خود ؛ انگلیسی بودن و سیاست های دولت مردان انگلیسی و طبقه اشراف ، را مورد تاخت و تاز قرار دادن دادند که وزیر اموزش و پروش انگلیس و هیات مدیره هنر لندن مخالفتشان را با پانک ها نشان دادند و به مردم قول دادند که در مقابل پانک ها خواهند ایستاد و از آن ها جلوگیری خواهند کرد .
من ملکه رو گا ئیدم
گا ئیدن رو هم گا ئیدم
من حتی کیر یه پیرمرد ساک زدم
خب که چی؟ که چی
که چی که چی
تو فقط از یک آمیزش جنسی کوچک زاده شدی
چه کسی اهمیت میده؟ چه کسی اهمیت میده که چیکار میکنی
چه کسی به تو اهمیت میده؟ چه کسی به تو اهمیت میده تو تو تو
کمپانی های موسیقی، پانک ها را تحریم کردند اما دو سبک اسپید و ثرش متال که تحت تاثیر این گونه موسیقی بوجود امدند و در واقع فرزندان این سبک به حساب می آمدند ، مانند پانک لبریز از خشم و اعتراض بود و توانستند تا دهه 90 جای این سبک را پر کنند .
موج نو:
با مرگ اسطوره هایی چون جیمی هندزیکس. جنیس چاپلین. جیم موریسون. جان لنون و.... گروه های جوان تری که تغییراتی را در فرم این موسیقی ایجاد کرده بودند بیشتر مورد توجه قرار گرفتند. گرچه این تغییرات قبل از مرگ هندریکس ایجاد شده بود اما همانگونه که گفته شد گوش های شنونده بیشتر تحت تاثیر موسیقی هندریکس ها قرار داشت ( و دارد) و جوانانی که تغییرات را در فرم انجام داده بودند نمیتوانستند مانند دیگران قد علم کنند . این گروه ها به زبانی دیگر به مسائل اجتماعی می پرداختند و مانند پانک ها نبودند که همه جیز را رک و پوست کنده بیان کنند . از این دسته گروه ها می شود به پینک فلوید اشاره کرد. پینک فلوید با بهره گیری از فضاهای نا متعارف و و ساختن تصویرهای وهمناک و هراس انگیز و در عین حال کودکانه که در ابتدا زائیده مغز سید برت بود و با تاکید بر جلوه های بصری توانست نظر منتقدان و طرفداران را به خود جلب کند آن ها با انتشار آلبوم ANIMALS با زبانی سمبولیک جامعه خود را به تصویر کشید . در این آلبوم که بسیار شبیه کتاب مزرعه حیوانات جرج اورول است تمام انسان ها به 3 دسته تقسیم می شوند :
1-خوک ها
2 - سگ ها
3- بره ها
خوک ها نماد انسان هایی هستند که از هر کاری برای رسیدن به قدرت دریغ نمی کنند . در واقع این ها صاحبان قدرت هستند . نماد سیاستمداران پر قدرتی که به بهانه پاک کردن جامعه از ناپاکی ها به مبارزه با جوانان می پردازند در حالی که خود سرچشمه تمام بدی ها هستند.
«آهای تو ، ای کاخ سفید
قاه قاه....چقدر مسخره ای
ای موش شهری که به خانه ات می نازی
هاها....چه دلقکی هستی تو
تو سعی میکنی تا ما احساساتمان را در خیابان بروز ندهیم
تو تقریبا یک تهدید واقعی هستی . »
سگ ها همان طور که از اسمشان بر می اید پشتیبان خوک ها هستند و وظیفه خاموش کردن هر نوع اعتراضی را دارند . گرچه بعدها برای حوک ها هم دردسر ساز می شوند .
«نگاه خاصی در چشم ها و لبخدی که می زنی است
باید اعتماد آن هایی را که بهشان دروغ می گویی ، جلب کنی
تا وقتی به تو پشت می کنند
ازفرصت استفاده کنی و کارد را فرو بیاوری.»
ترانه سرا درپایان آینده روشنی را یرای این دسته افراد قائل نیست :
« آن که در این خانه پر از رنج زاده شد
آن که به او قلاده زدند
آن که به پشتش ضربه ای نواختند
ان که در پایان راه خرد شد
آن که در پای تلفن مرده پیدایش کردند
آن که با سنگینی سنگ به پایین کشیده شد .»
و اما بره ها نماد توده مردم است که بی آن که خود بدانند سر به فرمان خوک ها می نهند غافل از این که این فرمان برداری در نهایت آن ها را قدم به قدم به سلاخ خانه نزدیک تر می کند .
« تو را چه سود از این که وانمود کنی خطر، جدی نیست
رام و آرام و سر به فرمان به دنبال رهبر راه می سپاری
در راهرویی کوبیده و هموار که به دره فولاد می رسد
بازتاب تصویری از ضربه نهایی در چشم هایت »
( اشاره دارد به ضربه چکش برقی که باعث جدا شدن سر از بدن می شود)
بعدها انتشار البوم The wall از این گروه نشان داد که اآن ها سزاوار همه تعریف و تمجید هاهستند چنان که بودن..... دیوار از پیشروترین البوم های تاریخ موسیقی راک است و تمام فاکتورهای یک اثر متعالی را دارد در این البوم می شود همه سبک های ترنه سرایی راک از ترانه های جاده ای تا ترانه های درون گرا را شنید و لذت برد .
The wall قصه کودکی تا بزرگی پینک را تعریف میکند و بی شباهت به زندگی شَخصی واترز و سید برت نیست . پینک سمبل نسل جنگ زده و مظهر گروه پینک فلوید است . مونولوگی که در فیلم دیوار ساخته آلن پارکر که از زبان پینک گفته می شود نمایانگر اوضاع احوال شخصیتیست که واترز تمام ترانه های آلبومش را حول محور او ساخته :
من در همان روزهایی که پدرم مرد به دنیا آمدم . و مادرم چاره ای نداشت . چه می شد کرد؟ در همان روزهایی که من به دنیا آمدم سربازهای جوان تکه تکه می شدند . زخمی ها را روی برانکارد میبردند، در حالی که خون جسدهاشان روی زمین را نقاشی می کرد و من تا سال ها بعد تنها سرگرمی ام یک تلوزیون بود که « میکی موس» نشان می داد و چند گیتار و هزاران عقده. و همیشه جسد خون آلود پدر را می دیدم...
پینک پر از عقده است. او با عقده های بسیاری که نتیجه رفتار غلط خانه و مدرسه و جامعه است بزرگ می شود و به ضد قهرمانی روانی اما دوست داشتنی بدل می شود . این البوم پس از محاکمه کردن پینک و فرو ریخته شدن دیوار به پایان می رسد :
« آن هایی که به راستی دوستت دارند
تنها یا دو نفری
برخی دست به دست
برخی دسته به دسته
بیرون دیوار بالا و پایین میرسند
دل های خونین و هنرمندان پایداری میکنند
و انگاه که همه چیرشان را به نودادند
برخی تلو تلو می خورند و می افتند ، با این همه آسان نیست
که سرت را به یک دیوار سخت لعنتی بکوبی
آیا این همان جایی نبود که....»
واقعا که پایانی زیباتر از این شعر برای یک آلبوم سراغ دارید؟؟؟؟
ترانه های درون گرا :
با شروع دهه نود تغییرات اساسی در سبک راک بوجود آمد . دیگر بسیاری از هنرمندان این سبک مرز 30 سال را گذرانده بودند و ان شور و حال دهه های قبل را نداشتند و در واقع آرام تر و درون گرا تر شده بودند . و شروع به ساختن آهنگ هایی شخصی کردند . البته قبل از این بسیاری هنرمندانی به این سبک آهنگ سازی و ترانه سرایی علاقه نشان داده بودند اما به دلیل اوضاع اجتماعی آن زمان کم تر به موضوعات شخصی پرداخته بودند . این دسته اهنگ هایی هستند که ما را با درون یک ستاره راک اشنا می کند . بدون ارایش ، بدون شنل ، بدون گیتاری اتش گرفته روی صحنه . این ها مانند دالانی هستند که ما را به دنیای کودکی ترانه سرا می برد و دردها و خوشی های او را آشکار می سازد .
« من یک دوچرخه دارم . اگه خوشت می آد سوارش شو .
ترک بندی داره و زنگی که به صدا بر می آد
و چیزهایی که خوشگل خوش ترکیبش می کنه
دلم می خواست به تو می دادمش ، حیف که اونو امانت گرفتم . »
سید برت به خاطر شخصیت خاص و درون گراییش ، تبحر خاصی در سرودن ترانه هایی با مضمون : . تنهایی. ترس ، از خود بیگانگی داشت . وی به علت مصرف زیاد مواد مخدر از گروهی که خود یکی از بنیان گذرانش بود کناره گیری کرد . اما تاثیر وی بر اعضای پینک فلوبد و هنرمندانی که می خواستند به این سبک آهنگ بسازند غیر قابل انکار است. این اهنگ ها در دهه نود با استقبال بیشتری روبرو شَدند زمانی که گروه هایی نظیر رادیو هد با تاثیر از دو سبک پراگرسیو و سایکلیدیک راک توانست اهنگ هایی بسازد که حتی باب دیلن هم به کاور کردن ان ها بپردازد . از طرفی با ظهور پدیده هایی چون نیک کیو و گروه های گرانج راک وگروه های موج نویی چون تول و... دیگر کسی علاقه ای به گذشته نشان نمی داد و این جا بود که موسیقی راک دهه 60 به کلاسیک ها پیوست . و این تغییری بود که پینک فلوید، گروه همیشه معترض ، هم شامل ان شده بود. آن ها با خلاص شدن از دست واترز که مغز متفکر و ترانه سرای گروه بود بیش از پیش به ادامه راهی پرداختند که سال ها پیش سید برت قدم در آن گذارده بود . راجر واترز در اوج غرور ، گروهی که خودش بنیان گذاری کرده بود را به دلیل چیزی که او دور شدن از اهداف اولیه می خواندش ، منحل اعلام کرد ؛ اما با ادعای گیلمور و دوستانش مواجه شد که یک نفر، حتی اگر آن یک نفر واترز هم باشد حق منحل کردن گروه را ندارد . پس از دادگاه های بسیار واترز عطای پینک را به لقایش بخشید و حق کپی رایت اثار گروه را با دیوید گیلمور شریک شد تا آن ها به راه خود با پینک فلوید ادامه دهند و واترز بر روی پروژه های شخصی خویش کار کند . پس از جدایی واترز و در البوم ناقوس جدایی این گروه بیشتر به دوران خوش جوانی و شاید جدایی واترز از گروه می پردازد .همانطور که در آلبوم « کاش اینجا بودی» پینک فلوید جوان به همین موضوع و جدایی سید برت از گروه پرداخته یود .
« اکنون همچنان که دوستان و همسایگان روی می گردانند
روز به روز زندگی بی ارزش تر می شود
اکنون مرزها چون ریگ های بیابان جا به جا می شوند
زمانی است که ملت ها در سایه های خاکستری
دست های خونینشان را از وفاداری ، از تاریخ می شویند .»
منابع
Rock em all
www.wikipedia.org
کتاب ترانه های پینک فلوید
نوشته شده توسط Micky در پنجشنبه 25 مهر 1387 و ساعت 01:06 ب.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 25 مهر 1387 و ساعت 04:26 ب.ظ